تبليغاتX
[IMG]http://i5.tinypic.com/14afr4m.jpg[/IMG] فرشته آسمانی
وقتی ع - ش - ق میاد هیچکس نمیبینه اما وقتی میره همه میبینن

ای نگاهت نخی از مخمل و ابریشم چند وقتیست که هر شب به تو می اندیشم.

 آری به همان نقطه دور به همان سبز سمیمی به همان باغ بلور به همان زل زدن از فاصله دور

 به همان یعنی آن شیوه فهماندن منظور.

شبهایی چند شبیست آفت جانم شده است اسم کسی ورد زبانم شده است.

در من انگار کسی در پی انکار من است یک نفر مثل خودم آشق دیدار من است.

 یک نفر ساده چنان ساده که ازساده گیش می توان یک شبه پی برد به دلدادگیش.

یک نفر سبز چنان سبز که از سرسبزیش می توان پل زد از احساس خدا تا دل خویش.

شبهایی چند شبیست آفت جانم شده است اول اسم کسی ورد زبانم شده است.

هتم دارم که تویی آن شبه آیینه پوش.

آشقی جرم قشنگیست به انکار مکنش.

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آبان1384ساعت 8:58 بعد از ظهر  توسط اکبر شیری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آینه بدانید چو هست
نه در آن وقت که اقبال شکست

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
تیر 1386
مهر 1385
خرداد 1385
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

K2