تبليغاتX
[IMG]http://i5.tinypic.com/14afr4m.jpg[/IMG] فرشته آسمانی
وقتی ع - ش - ق میاد هیچکس نمیبینه اما وقتی میره همه میبینن

قاصدک هان : چه خبر آوردی ؟

از کجا : وز که خبر آوردی ؟

خوش خبر باشی : اما : اما

گرد بام و در من بی ثمر میگردی .

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیارو ـ دیاری :

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کسی :

برو آنجا که تو را منتظرند .

قاصدک !  در دل من همه کورند و کرند .

دست بردار از این در و طن خویش غریب

قاصدک تجربه های همه تلخ : با دلم می گوید

 که دروغی تو : دروغ : که فریبی تو : فریب .

قاصدک ! هان : ولی... آخر ...ایوای !

راستی آیا رفتی با باد ؟

راستی آیا جایی خبری هست هنوز ؟

مانده خاکستر گرمی : جایی ؟

در اجاقی ـ طمع شعله نمیبندم ـ خردک شری هست هنوز . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 تیر1386ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط اکبر شیری | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند
خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آینه بدانید چو هست
نه در آن وقت که اقبال شکست

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
تیر 1386
مهر 1385
خرداد 1385
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

K2