![]() |
![]() |
|
| وقتی ع - ش - ق میاد هیچکس نمیبینه اما وقتی میره همه میبینن |
|
تقديم به بهترينم: وقتي که دست عزيزت يه نوازشگرخوبه وقتي که طلوع چشمات دشمن
هرچي غروبه وقتي سايهء اسمت روي لبهام خونه داره وقتي که زخم نفسهام بي تو مرهمي نداره توبگوغيرتوکسي هست منو تنها نذاره؟ کسي هست که اگه رفتي واسه من بشه ستاره؟ راستي کي توبرمي گردي تاکه بغض من بميره؟ کي ميايي که مرغ شادي تو نگاهم پر بگيره يه تبسم ازنگاهت واسه من تموم دنياست وقتي چشماتو مي بندي زندگي واسم معماست بيا که هُرم نفسهات براي من نفس بياره |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 مهر1384ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط اکبر شیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آینه بدانید چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 تیر 1386 مهر 1385 خرداد 1385 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|