![]() |
![]() |
|
| وقتی ع - ش - ق میاد هیچکس نمیبینه اما وقتی میره همه میبینن |
|
هیچ گاه نگوییم خدایا مشکل من بزرگ است ، بگوییم ای مشکل خدای من بزرگ است .
که در هر حال به بنده اش کمک می کند . بیاموزیم که هیچ روزی با ارزش تر از امروز نیست .
بیاموزیم که خطاهای دیگران را مانند خطاهای خودمان تحمل کنیم.
بیاموزیم که گنجی که ارزش جستجو دارد هدف است.
بیاموزیم که آنچه را امروز داریم شاید آرزوهای فردایمان باشد .
بیاموزیم که بر زمان مسلط باشیم ،نه زیر فرمان زمان .
بیاموزیم که نگوییم ای کاش این کار را انجام نمی دادیم بلکه بگوییم سعی میکنم بار دیگر این کار
را به انجام دهم . خداوندا آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم .
شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که می توانم . و دانشی تفاوت این دو را بدانم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 30 مهر1384ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط اکبر شیری |
|
|
تقديم به بهترينم: وقتي که دست عزيزت يه نوازشگرخوبه وقتي که طلوع چشمات دشمن
هرچي غروبه وقتي سايهء اسمت روي لبهام خونه داره وقتي که زخم نفسهام بي تو مرهمي نداره توبگوغيرتوکسي هست منو تنها نذاره؟ کسي هست که اگه رفتي واسه من بشه ستاره؟ راستي کي توبرمي گردي تاکه بغض من بميره؟ کي ميايي که مرغ شادي تو نگاهم پر بگيره يه تبسم ازنگاهت واسه من تموم دنياست وقتي چشماتو مي بندي زندگي واسم معماست بيا که هُرم نفسهات براي من نفس بياره |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 26 مهر1384ساعت 9:5 بعد از ظهر توسط اکبر شیری |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تا که بودیم نبودیم کسی
کشت ما را غم بی همنفسی تا که رفتیم همه یار شدند خفته ایم و همه بیدار شدند قدر آینه بدانید چو هست نه در آن وقت که اقبال شکست |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1388 تیر 1386 مهر 1385 خرداد 1385 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|